و خدایی که در این نزدیکیست
تو آسمون رویا امشب پر از ستاره است اون گوشۀ آسمون یه ابرِ پاره پاره است بیا کنارم بشین ، آسمونو نگاه کن عروسیِ آسمون با ابرِ پاره پاره است ستارۀ قشنگی ؛ با یک چشمک رنگی دعوتمون میکنه ، چشمکِ اون اشاره است میگه که این آسمون ، مهربونِ مهربون موهای شبرنگِ اون پر از گلِ ستاره است بارون داره میباره ، از دلِ این آسمون این هدیه به آسمون ، از ابر پاره پاره است مهاجرم دعوته به بزم آسمونی هدیه اون یک سبد پر از نور و ستاره است میزند باران به شیشه این منم بی تو همیشه قطره قطره ذره ذره میشود دل ریشه ریشه قطره های خیس باران میخورد بر باغ و بیشه میپرد مرغ مهاجر باز هم مثل همیشه ٨٨.٢.٩ عاشق بدی روزی مرا همسایه ای بودی مرا نور میدادم من تورا شور میدادم من تورا اما تو در رویای خود رفتی شوی از من جدا عشق زمینی داشتی گفتی روم کردم رها گفتم برو و شاد باش اما گهی اینجا بیا از قلب تو تا خانه ام راهی بنا کردم سوا جایی بنا کردم سپس گفتم گهی اینجا بیا حالا دگر تو رفته ای من مانده ام چشمم به راه تا قلب تو یادم کند یادی ز روز نورها یادی ز ایام قدیم یادی از آن نو روزها قلبت دگر از نور نیست تو گشته ای از من جدا نوری که روزی میچکید از بین آن انگشتها حالا تو گویی مانده است رنگ خدا آن دورها رفتی مهاجر از برم گفتی بیایم روزها سالها هم رفت و رفت من مانده ام چشمم به راه ٨٧.١١.٢٢
| Design By : Night Skin |
